|
|
|
|
|
Fui eligiendo las letras
حروف را انتخاب میکردم پ.ن: سلام دوستان عزیزم.... این شعر رو دیگه خودم ترجمه کردم... خوشحال میشم که نظرتون رو راجع بهش بدونم! راستی هرچی که تو نت گشتم نتونستم شاعر این شعر رو پیدا کنم!!! (این شعر رو هم یکی از دستان اسپانیایی زبانم برام فرستاده!) برچسبها: شعر, ترجمه, اسپانیایی, نام تو, فردوسی, بزرگداشت شعرا و بزرگان, وطن پرستی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 12:20 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم پابلو نرودا: سنگهای شیلی صدای شعرش را میشناسند برچسبها: شعر, پابلو نرودا, اسپانیایی, بزرگداشت شعرا و بزرگان, گیسو ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 20:0 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
Podra nublarse el sol eternamente می توانم روی خورشید را با ابری بپوشانم، برای همیشه پ.ن: واقعا نمیدونم شاعر این شعر کیه؟ ولی این شعر رو یکی از دوستان اسپانیایی زبانم برام میل کرد و منم چون خیلی ازش خوشم اومد ترجمه اش کردم! امیدوارم که دوست داشته باشین! برچسبها: شعر, ترجمه, اسپانیایی, عشقولانه, از اونا, Gustavo Adolfo Becquer |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 23:16 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم میخواد برم سر کوچمون و از مغازه یه پفک نمکی خیلی بزرگ بخرم و.... بعدش برم توی یه پارک خوشگل که پر از درخت های نارون باشه، بشینم و تنهایی درخت ها رو نگاه کنم... دلم میخواد اینقدر احساس سبکی و رهایی بکنم که انگار 5 سالم بیشتر نیست و بزرگترین نگرانی ام اینه که اسباب بازی هام خراب نشن! If I said my heart was beating loud دلم میخواد یاد بگیرم که در زمان حال زندگی کنم و ازش لذت کامل ببرم بدون نگرانی از هیچ چیز! دلم میخواد ازین به بعد از زندگیم نهایت لذت رو ببرم.... فقط و فقط همین! برچسبها: شعر, انگلیسی, چرند و پرند, پفک نمکی, بریتنی اسپیرز, ورزش, عبادت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 20:40 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز پ.ن: اینقدر برام باور نکردنیه که نمیدونم باید ناراحت باشم یا منتظر؟ نمیدونم باید اشک بریزم یا صبر کنم؟ نمیدونم باید التماس کنم یا دشنام بدم.... هنوز گیج گیجم! ولی یه چیزی رو خوب میدونم:تو همیشه برام همونی هستی که از اولین روز برای من بودی! برچسبها: شعر, سهراب سپهری, غمناک |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 9:9 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
به سراغ من اگر می آیید پ.ن:دیروز روز بزرگداشت عمو سعدی جونم بود ولی نتونستم آپ کنم.... شرمنده برچسبها: شعر, سهراب سپهری, بزرگداشت شعرا و بزرگان, سعدی, قیصر امین پور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 19:2 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم......
پ.ن: نمیدونم شاعرش کیه ولی خیلی وقت بود که هیچ شعری به دلم ننشسته بود... بعد از مدتها یه شعر خوندم اونم خیلی شانسی که واقعا خوشم اومد و به احوالاتم میخورد! برچسبها: شعر, عشقولانه, شعر امید مبهم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391ساعت 21:46 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
He is a h.u.s.t.l.e.r, he's no good at all But mama, I'm in love with a criminal He is a villain of the devil's law And he's got my name tattooed on his arm His lucky charm, But mama, I'm in love with a criminal پ.ن: جاست دیس برچسبها: شعر, بریتنی اسپیرز, انگلیسی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 21:39 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
من میمیرم از این آب مسموم من میمیرم از این آب مسموم تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار برای زنده بودن دلیل آخرینم باش عشق گذشتن از مرز وجوده پ.ن:عاشق اون قسمت از آهنگم که داریوش شروع به خوندن میکنه: تو که معنای عشقی.... برچسبها: شعر, داریوش اقبالی, عشقولانه |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 13:54 توسط یه آدم مبهم
|
|
||
|
|
|
|
|
ما چون دو دريچه روبروي هم پ.ن:شعر از زنده یاد مهدی اخوان ثالث. برچسبها: شعر, اخوان ثالث, غمناک |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 10:13 توسط یه آدم مبهم
|
|
||